على ربانى گلپايگانى

97

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

وجود ( ماهيت ) كه تحقق و اتصاف آن به موجود بودن پس از انضمام وجود به آن است « 1 » . و در مشاعر فرموده است : در اين اشكال ، ميان « ضرورت ازليه » و « ضرورت ذاتيه » خلط گرديده است ، وجود واجب از ضرورت ازليه برخوردار است ، ولى موجودات امكانى داراى ضرورت ذاتى ( ما دام الذات ) مىباشند « 2 » . يعنى اينكه مىگوئيم : وجود ، بالذات و بنفسه موجود است و حمل وجود بر آن مقتضاى ذات آن مىباشد ، داراى قيدى است و آن « ما دام الذات » مىباشد ، و اين با ممكن بالذات بودن وجود منافات ندارد ، زيرا مفاد آن اين است كه مادامى كه وجود تحقق دارد ، موجود بودن براى آن ضرورى است . اصالت وجود در مكتب اگزيستانسياليسم در مكتب اگزيستانسياليسم نيز درباره اصالت وجود بحث شده است ، لكن اصالت وجود در اصطلاح اين مكتب از جهاتى با اصالت وجود در اصطلاح فلسفه اسلامى متفاوت است : 1 - اصالت در اصطلاح اگزيستانسيا ليستها به معناى تقدم زمانى وجود بر ماهيت است ، ولى اصالت در اصطلاح فلسفه اسلامى همان‌گونه كه قبلا بيان گرديد به معنى منشاء آثار بودن است ، و به همين جهت ، در موجودات مجرد نيز كه فارغ از زمان هستند و تقدم زمانى وجود بر ماهيت مفهومى ندارد ، وجود اصيل است يعنى آثار از آن او است . 2 - موضوع بحث آنان محدود به وجود ماهيت انسان است ، در حالى كه در فلسفه اسلامى چنين محدوديتى در كار نيست ، هستى به طور مطلق موضوع بحث است و يكى از احكام عام آن ، همان اصالت و منشاء آثار بودن است .

--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، ص 40 . ( 2 ) شرح مشاعر ، ص 83 .